این دو را زیاد با هم اشتباه میگیرند و همین اشتباه باعث میشود بودجهای که باید صرف فرایند شود، خرج تبلیغات شود.
تفاوت در یک جمله
بازاریابی یعنی کاری کنیم آدمها ما را بشناسند و به ما علاقهمند شوند. مهندسی فروش یعنی کاری کنیم علاقه به خرید تبدیل شود — بهصورت قابل تکرار و قابل اندازهگیری.
چرا تبلیغات بیشتر مشکل را حل نمیکند
فرض کنید ماهی صد سرنخ میگیرید و ده تا خرید میکنند. اگر تبلیغات را دو برابر کنید، دویست سرنخ و بیست خرید خواهید داشت — و هزینه جذب هم دو برابر میشود. اما اگر نرخ تبدیل را از ده به پانزده درصد برسانید، با همان صد سرنخ پانزده فروش دارید، بدون یک ریال هزینه اضافه.
مهندسی فروش در عمل
- مراحل فروش را مشخص و مکتوب میکند
- برای هر مرحله زمان پاسخ و مسئول تعیین میکند
- نرخ عبور از هر مرحله را اندازه میگیرد
- گلوگاه را پیدا میکند و فقط همان را اصلاح میکند
هر دو لازماند. اما اگر قیف فروش سوراخ باشد، ریختن آب بیشتر در آن فقط هدررفت را بیشتر میکند.


یک دیدگاه بنویسید